تبليغاتX
حجره

حجره

خدایا ما که بندگی نکردیم لااقل تو خدایی کن . . .

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 21:55 توسط داش هدایت |


یکی همه عمرش مث بچه آدم زندگی میکنه

زحمت میکشه و عرق میریزه

مثبت زندگی میکنه ، عاشق میشه . ازدواج میکنه ، بچه دار میشه .

یکی هم همه عمرشو به الواطی میگذرونه ؛ انواع و اقسام فسق و فجور بازیهای روزمره زندگیشه . بی هدف ، یلخی ؛ هر دمبیل .

اولی که همیشه اهل مقررات و قانونه و تو عمرش از 110 کیلومتر در ساعت بیشتر نرفته با یه ده تن شاخ به شاخ میشه . خودش قطع نخاع ؛ زنش تو کما و دختر 5 سالش فوت میشه .

دومی که تو عمرش سرعت داخل شهرش حدود 100 کیلومتر در ساعته و اهل هیچ قانون و چهار چوبی نیست راس راس راه میره .

حکمتتو شکر اوس کریم . حیرونم بد فرم . یه نشونه بفرس . . .

+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390 22:3 توسط داش هدایت |


آخ اوس کریم دمت گرم . حال دادی در حد تیم ملی . بعد از این همه مدت خشکی و چش به آسمون دوختن بالاخره دلت به رحم اومد و  . . . شایدم مثل ما دلت رو شکوندن و اشکات راه افتاده . بیخیال عشقی رسم روزگار همینه .

دنیای مسخره و هر دمبیلی شده ، نه ؟

وقتی هستی هیچ کس نمیخوادت . وقتی نیستی همش به یادت هستن . وقتی راست میگی ، میگن دروغه . وقتی خالی میبندی قبولت میکنن . هه

همه دم از می و مستی میزنن . اما وقتی مستی همه ازت فرارین . بیخیال به قول قدیمیا مزه لوتی خاکه . اما مزه ما اشکه . بیا تو هم بشین پای بساط لهو و لعب ما و بازم بقول مستشرعین دهنت رو نجس کن . اما بالاغیرتت این حال و از اهلش نگیر .

به سلامتیت رفیق  . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 0:5 توسط داش هدایت |


مدتهاست که به من خندیدن را به با من خندیدن ترجیح میدهی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 4:38 توسط داش هدایت |


گلاب به روی مبارکتان و دور از اندام . . . کمر دردی حادث گردیده که امان از بنده حقیر در ربوده . روزها تنها در بستر بیماری آرمیده ایم و تنها دریچه ارتباطمان با دنیای خارج صفحه لپ تاب و گوشی تلفن همراهمان است . هم اکنون نیازمند احوال پرسی و عیادتان هستیم .

گذشته از تمام این حرفها مدتیه که در حال وبگردی یا بهتر بگم وبلاگ گردی بصورت چراغ خاموشم . بجز تماس با عده ای قلیل از دوستان بسیار نزدیک سعی کردم تا ارتباطم رو با دنیا و آدمهای مجازی به حداقل برسونم چون یه جورایی انرژی که میذاشتم برنمیگشت .

همین یه ربع پیش مطلبی در یک وبلاگ خوندم که در مورد نارحتی دوستان از مزاحمتهای جمعیت بیمار برای سایرین بود . خوب البته این مسئله یه جورایی شاید برمیگرده به اینکه ما فضای واقعی سالمی برای ارتباط با هم دیگه نداریم و به محض آشنایی با یکی فرتی افکارمون حول مسئله ازدواج یا رختخواب دور میزنه . مقصر نیستیم کمبود داریم . بی تعارف . . .

به هر حال . . . 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 12:47 توسط داش هدایت |


هذیانهای دود رقصان در لایه نوری که درون اتاق تاریکم از میان پرده میتابد همواره حال و هوای بوی الکل و خانه ای خاک گرفته ام را که در میان خاطرات گنگ و موهومی گم شده به یادم می اورد . زمستان است . خشک و بی برف . سرما تا مغز استخوانت را میسوزاند . صدای غار غار کلاغی از حیاط و پنجره ای نیمه باز که با وزش باد به ناله در آمده حضور موذیانه اش را درون اتاق اعلام میکند
سیگاری میگیرانم . پک عمیقی میزنم . سرم دوباره گیج میرود . مثل هنگامی که برای اولین بار لبهایت رو بوسیدم . . .
اتاق سرد است . از پشت پرده های ضخیم لایه باریکی از نور به درون تابیده . دود سیگار در هوا می رقصد . مثل تو زیر باران . نرم . آهسته . بی صدا و اغواگر .
سرم را بیخ گوشت میبرم و عمیق نفس میکشم .

زنانگیت تمام ریه ام را پر میکند . تلخ و معصوم . زیر گوشم چیزی نجوا میکنی . صدایت در باد گم میشود . گوشهایم داغ میشود . دستهایت را میگیرم . مثل اتاقم سرد سرد است . به چشمان روشنت مینگرم و به روحت خیره میمانم . . .

این ابتدای ویرانیست .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390 16:3 توسط داش هدایت |


مینویسم پس هستم .

چون وجود دارم . چون میخواهم . چون قرار است روزی به اتمام برسم . روی سنگ قبرم بنویسید او زمانی مرد که هنوز زنده بود .

چقدر تصور مردن بد خواهد بود اگر ندانیم کجا ایستاده ابم . چرا از حقیقتی که همواره در کنار ما حرکت میکند غافلیم . تصور میکنم اگر همین امروز را زنده بودم چه میکردم ؟

+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1390 15:49 توسط داش هدایت |


آهای . . .

تویی که با فانوسی روشن از کنار من در این جاده تاریک زیرباران میگذری . . .

فانوس من شکسته است . . .

برای من دعا نکن . حتی سرت را بر نگردان . من محتاج ترحم تو نیستم . . .

اما حکایت عبورت از کنارم را برای کودکی در هنگام خواب یا برای جوانانی در وقت رخوت بیان مکن . . .

می ترسم جوانمردی را از ذهن مردم بزدایی . . .

به راستی با خود چه می اندیشی ؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 1:39 توسط داش هدایت |


این یکی رو بیشتر از هزار بار خوندم .

خاطره یه شب مستی تو بابل با یه رفیق با معرفت که الان دوساله تو کماست رو واسم زنده میکنه

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند
می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
"شهریارا" گو دل از ما مهربانان نشکنید

ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند

اگه دلتون یه نمه لرزید و رنگ خدا گرفت واسه این رفیق ما هم دعا کنید .

عزت زیاد

+ نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390 16:31 توسط داش هدایت |


دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

دلم برات تنگ میشه . همیشه . حتی وقتایی که کنارم نشستی یا تو بغلم خوابیدی . مهربونی و نبودنت حتی واسه یه لحظه دیوونم میکنه .


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390 23:51 توسط داش هدایت |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بازی زندگی را جدی بازی کن اما جدی نگیر ...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

91/01/01 - 91/01/31

90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/09/01 - 89/09/30
89/08/01 - 89/08/30
89/07/01 - 89/07/30
89/06/01 - 89/06/31
89/05/01 - 89/05/31
89/04/01 - 89/04/31



پیوندها

شجاع
بانوی اجاره ای
ونوس ( تکه های دل خود . . . )
شاسکول
گلنار
آنا آریان
فرشته
ساحل نشین
محسن
هشل
شعله
حریرستان
نظرباز
مهرو
پک های من به سیگارهای خاموش
کوسه جنوب
ارگاسمـــِ افکار ِ منْ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin